ترانه‌ی دل‌گرمی

قصه رو از کجا شروع کردیم؟
بغض خورشید و انتظار درخت
به گمونم اواخر پاییز
یا زمستون، بهار یا هر وخت

 گیسوهاتو رو شونه ول کردی
اومدی سروا رو خجل کردی
مونده دلگیر باشه یا دلباز
آسمون منو دودل کردی

 این‌طرف آتیش، اون‌طرف کولاک
کلبه‌ای بی‌دریغ پیدا شد
توی مرداد بندر دستات
قفل دستای یخ‌زده‌م وا شد

 دکمه‌های صداتو وا کردی
با چشات اسممو صدا کردی
تو لباست دو فنچ خوشگل بود
ناگهان هر دو رو رها کردی

 من تو سرّ پرنده‌ها بودم
دیدم انگاری وا شده پرشون
دست بردم که نازشون بکنم
ترسیدن که بلا بیاد سرشون

 یه کمی سخته باورش، اما
صورتم خشن، دلم نرمه
بی‌خیال بقیه دنیام
به وفا و صفات دلم گرمه

 اصل کاری تویی که می‌تابی
حتی وقتی که زیر بارونم
عین روزه، چه‌جوری می‌تونم
برق عشق تو رو بپوشونم

/ 3 نظر / 25 بازدید
امید نقوی

سلام عزیز دل. ایام را تسلیت میگم. ميهمانی به یک غزل.. [گل]

سلام پسر عموی گرامی خودم بنده هم اشتیاقی هستم دوست دارم صدایتان رابشنوم شماره ام 09111555587می باشد به امید دیدار