تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست ...

کسی به پیش تو کس‌تر از این نخواهد شد

 

پلنگ تازه‌نفس‌تر از این نخواهد شد

 

نهنگ عاشق حوض تو نیست، مجبور است

 

و برکه نیز قفس‌تر از این نخواهد شد

 

کسی هوس‌هوس از من خوشش نمی‌آید

 

که طعم آدم گس‌تر از این نخواهد شد

 

چه انحنای لطیفی! صداست یا مخمل؟!

 

حریر‌تر تن بستر از این نخواهد شد

 

تو حاکمی و برنده‌ است هرچه حکم کنی

 

چرا که دست، نرس‌تر* از این نخواهد شد

 

سکوت تو هیجان را به من تعارف کرد

 

هوای وسوسه پس‌تر از این نخواهد شد

 

بزن به کوچه، هوا را بنوش لاجرعه

 

هوای کوچه ملس‌تر از این نخواهد شد

 

 

....

* نرس: اصطلاحی در بازی حکم

 

 

/ 33 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پویا گویا

سلام گل آقای اشتياقی٬مشتاق ديدن يا حداقل شنيدنتانيم قربان٬چه کنيم که خرما بر نخيل است٬هان؟//آمدم از مصرع شکوت و هيجان تعريف کنم که ديدم ژيش از من هم مشتاق داشته ٬ پس گزينه ی دومم را خوش باد. «نهنگ عاشق حوض تو نيست، مجبور است . . . » . دم شما گرم .// يا حق

پویا گویا

چقدر اشتباه تایپی دارم من. اه اه اه // ما را به خستگی و سرباز وطن بودنمان ببخشاييد استاد.//ممنونم. :‌) // يا حق

نيما عابد

محسن عزيز دوست ناديده اما بسيار دوست داشتنی. گرفتاريها امان نمی دهد که چون سابق به دنيای مجازی دوستتان بيايم. اما به خانه تو هر بار که اينجا باشم حتما سر می زنم بيشتر به خاطر غزلهای زيبايت (بدون تعارف) . ّرزو می کنم هميشه بر مدار عاشقی باشی.

يک روحاني

سلام من يک روحانی هستم ميخواستم بپرسم شعری راجع به اين شغل داريد يا نه ممنونم

سلام...شعرهای شما خیلی دلنشین و با معنی هستند.هر چی بگم کم گفتمبا تو در لبخندی مشترکم گرچه........... چقدر زیبا.چه احساس قشنگی تو شعرهای شما وجود داره معرکه صدای توست که مرا می بوسد هر دم......