بدمستی!

سبک نریز! اگر طاقت مرا داری

و ضربدر بزن از قصد روی هشیاری

دلم دوباره گرفته‌ است، از دوباره بریز

از آنچه در قدح چشمهای خود داری

من انتظار ندارم که بعد بدمستی

حروف کوچک نام مرا به یاد آری

برای من که به پایان خویش نزدیکم

همیشه از لبخند و شراب سرشاری

*      *     *      *       *       *

سپیده می زند و خوابمان نمی گیرد

بریز چای و بگیران دوباره سیگاری!

.....

ناتمام!

/ 30 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
farhang

نی دان چرا پيام مفصلم ثبت نشد. اجمالا ياد آوری می کنم چون می ترسم باز هم ثبت نشه.

farhang

از دوباره بريز هم غير فصيح است

farhang

بيت آخر را حذف کنيد. چون به بقيه شعر قشنگتان وصله شده. بيت ما قبل آخر. وزن/ اين جوری می شه اصلاح کرد. هميشه از گل لبخند تازه سرشاری.

قاصدك سوخته

من انتظار ندارم كه بعد بدمستي//// حروف كوچك نام مرا به ياد آري/// من از زيبايی اين بيت غافل بودم الان که دوباره سر زدم متوجه شدم . و اين يعنی هنوز آپديت نکردی !!!

گلسرخ

دوست عزيز سلام از سايت زيبا و پر احساستان لذت بردم نوشته هایتان دلنشین بود باز هم خواهم آمد اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشيد

صالح دُروند

واااااقعآ زيبا بود . مخصوصآ پايان غزل . پايدار باشيد ...

مژگان بانو

سلام همسايه! احوال شما؟ شرمنده از اينهمه تاخير. بد مستی ناتمامتان زيبا بود .... هرچند همين ناتمامی به زيبايی اش افزوده...

حسن مهاجر

سلام! از گذر مژگان بانو به اينجا در آمدم. شعر قشنگی بود. به خصوص بيت آخرش که نوعی غافلگيری مايل به حالگيری بود! و البته که از زيبايی شعر چيزی نکاسته.