ناگهان چقدر زود دیر می شود...

سلام!
از اینکه کمی دیر شد باید ببخشید! البته!!
یکی از دوستان عزیز نوشته بود که خسیسی نکنم و شعر جدید بزنم! ای به چشم. ولی راستیاتش من حدود ۵-۶ سال از شعر دور بودم! به یمن محبت شما دوستان خوبم و خواندن کارهای زیبایتان دوباره ویرم گرفت و شروع کردم .
به هر حال این را مدیون شما عزیزان هستم!
ضمن اینکه این شعرها را فقط اون دوست عزیز شنیده و برای بقیه تکراری نیست.
این هم یک کار نه چندان قدیمی:


آسمانی مهربان می خواست
از خدا یک لقمه نان می خواست

روزه دار سال ها ... گویی
تشنه اش بود و اذان می خواست


عشق را ، این حس زیبا را
ناگهان ناگهان می خواست

چون غزالی سرکش و وحشی
یاری از جنس زمان می خواست

راه می پیمود و می فرسود
راه می پیمود و جان می خواست

له شدن را آزمایش کرد
کمتر از یک جو توان می خواست



/ 33 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فری

آقا تولدتم مبارک. همین. فردا می بینمت

قريبي (چوپان...)

سلام مطمئنم از اينکه دوباره آمدم خوشحال شدی . وما هم از خدا فقط شادی دوستان را ميخواهيم . مي بينی من چه انسان شريفی هستم. قربانت

farhangestan

سلام محسن جان بابا منم يه شوخی کردم ديگه عزيز. تو که بايد وارد باشی به اين چيزا. آخرش هم که گفتم شوخی بود. ما مخلصيم اقا ولی اگه انتظار داری از شعرت تعريف کنم. نوپ.... نمی کنم زوره. يه شعر جديد بزن ميام حسابتو می رسم. ضمنا من چارقی می خرم که life time گارانتی داره. هر وقت پاره شد خودشون می دوزن. يک طنزواره جديد دارم می دونم خوشت خواهد امد ولی فعلا وقت تایپ کردنشو ندارم. بازم سر بزن. راستی اينکه گفتم راستی اگه مردش بودی چرا آخريشو نقد نکردی؟! هم که لابد فهميدی منظورم چی بود؟

شبيه تو

مي بينم كه آن ليني و زدي تو خال ! آره بابا ، اشتباهي در كار نيست. من و فرامرز ماهي يه بار همديگه رو ميبينيم .. مثلا همسايه ايم ! كلك تو از كجا پيدات شد. رفتي حسابي تو كار بيزينس و از اين جور حرفا ... دانشگاهم كه يوخ ! يواش يواش بايد لينك هاي جديد رو اضافه كنم .. فعلا تا بعد

نغمه

باز هم سلام /هی سر می زنم می بينم به روز نشده/منتظر شعرهای قشنگتون هستيم/لطفا به روز کنيد!

جهان

سلام ... تازه پيدايتان کردم خيلی قشنگ می نويسيد ... باز هم خدمتتان می رسم ....شاد باشيد بدرود

واثق

شعر قشنگ شما را خواندم. وزنهای بيت دوم . مصرع دوم بيت سوم. مصرع دوم بيت چهارم و مصرع دوم بيت ششم تا حدی دچار مشکل است اميدوارم در کارهای بعدی حل شود.---- تا به چند از اين قلم أيد توان--- تا نويسد شرح درد عاشقان ---درد دوری از دل و دلبر که شد--- قصه های نا تمام اين جهان--- برای ديدن ادامه غزل از شما دعوت می کنم در روزهای آينده از بلاگ من ديدن کنيد

ساده دل

سلام . چه وبلاگ قشنگی ! دستتان درد نکند . من با شما از طريق وبلاگ فری و مژگان بانو آشنا شدم . دستشان درد نکند .

سعیدی راد

سلام. از آشنايی با شما در آن ظهر شعر خوشحال خوشحال شدم. لينکت رو هم اضافه کردم.....

سيدضياقاسمي

کی گفته شاعر گمنام؟من به آن دوستی که آن پايين اين رانوشته اعتراض دارم.